X
تبلیغات
ادبیات ایران وجهان ( کاظم عبدی ) - تشبیه و تشخیص

جمعه پانزدهم مهر 1390

تشبیه و تشخیص

تشبیه (simile)

تشبیه  مانند   کردن  چیزی     به   چیزی  دیگر  مشروط  بر این که  آن  مانندگی  دروغ نما باشد یعنی آن دو چیز  به هم شبیه  نیستند  و این ما هستیم  که  این شباهت  را ادعا و  یا آشکار  می کنیم

. به این ترتیب جمله ی سگ مانند شغال است ، تشبیه نیست زیرا مبتنی بر صدق  است یعنی در عالم واقع هم سگ و شغال از یک گونه اند .

 بدین ترتیب می توان گفت که جمله ی تشبیهی ، جمله ای است که به ظاهر درست نمی نماید و باعث اعجاب می شود  مانند :

او مثل سرو بلند است                            یا                         او همانند شیر شجاع  است .

پس می توان در تعریف تشبیه گفت :تشبیه ادعای مانندگی بین دو چیزاست :چهره ی او مثل ماه است .

هر  تشبیه   چهار    رکن    دارد :     مشبه  ،      مشبه به ،        ادات تشبیه ،          وجه شبه

1)      به تشبیهی که وجه شبه در آن ذکر نشده  باشد " تشبیه مجمل "  می  گویند.                             او   مثل شیر است .

2)     به تشبیهی که وجه شبه در  آن  ذکر شده باشد "  تشبیه  مفصل "  می گویند .   او در شجاعت  ، شیر است .

3)    تشبیهی  که در آن  وجه شبه و ادات تشبیه ذکر نشود " تشبیه بلیغ " نام دارد .

ز دریای  خرد گوهر توان جست       ____ خرد به دریا تشبیه شده است  و خرد  مشبه است و دریا مشبه به  می باشد .

برخی از ادات تشبیه  عبارتند از : مانند ، همانند ، مثل ، مثال ، بسان ، چنان  ، چون ، هم چون ، چو  و .....

تشخیص  یا personifieation

قدما  به نوعی از استعاره  قایل بودند  که بر خلاف  انواع استعاره  ها ، مشبه را ذکر می کنند نه مشبه به را      و  آن    را در دل خود به جانداری  تشبیه می سازند   و سپس  برای آن که این تخیل به خواننده  منتقل شود  یکی از صفات آن جاندار را در  کلام  ذکر می کنند :                                  دست  روزگار

روزگار     ← مشبه                                    دست ←  یکی  از صفات مشبه به (  انسان )   است .

به  این نوع  استعاره ، استعاره ی  مکنیه ی  تخییلیه  می گویند . در این نوع از استعاره ، مشبه به        که   ذکر نمی شود   در غالب موارد  " انسان "  است .

غربیان  به این نوع(   پر سو نیفیکاسیون    Personification    )  می گویند که در عربی  و فارسی به تشخیص    ترجمه شده  شده است و  می توان

به  آن  جاندار  انگاری یا  جاندا ر  پنداری گفت .

آنیمیسم  یا جاندارانگاری  (Animism)

در تفکر  بشر قدیم  ، همه  چیز جاندار  بود ه است  :  باد می آمد و شب  می رفت یا خورشید می  آمد و می رفت ....

بقایای این  اندیشه  ی   کهن هنوز  در زبان روزمره  هست .  

فروغ فرخزاد ←" سلام  ای شب معصوم !"

ملک الشعرای بهار ← ای دیو سپید پای در بند                       ای گنبد گیتی  ای   دماوند!

برگرفته از کتاب  بیان و معانی دکتر شمیسا   انتشارات فردوس   چاپ  اول 1374

 

نوشته شده توسط کاظم عبدی در 21:46 |  لینک ثابت   •